تبلیغات
اگر زبان داشتم ... - عشق خدایی

خنده ی کودک زیباست

عشق خدایی

نویسنده : یوسفی پور
تاریخ:سه شنبه 5 مهر 1390-08:27 ب.ظ

وقتی روحم و احساسم را در وجود مادر و پدری مهربان می بینم خوش حال می شوم زمانی که یک زن و مرد

پاک با روحی بلند و احساسی پر از شو ر و هیجان زندگی به هم دیگر پیوند می خورند سلولی از جنس پاکی

به وجود می آید که آن سلول منم .

هر روز که پدرم با شوق من به خانه می آید و مادرم به شوق من زنده است احساس زندگی در من زنده می شود

و منتظر روزی هستم که آنها را حس کنم

وقتی پدرم می خندد و مادرم با خنده ی او لبخند می زند من نیز می خندم

فکر می کنید که من وجود ندارم چرا هستم وقتی مادرم در آرامش است من نیز در آرامشم

وقتی هردوی آنها منتظر دیدن من هستند من نیز آرزوی دیدنشان را دارم

می دانی همه ی این ها از چه چیز سرچشمه میگیرد

بله از یک عشق خدایی که پروردگار در آنها به وجود آورده است

خدا جون متشکرم




داغ کن - کلوب دات کام
هر نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر