تبلیغات
اگر زبان داشتم ... - احساس

خنده ی کودک زیباست

احساس

نویسنده : یوسفی پور
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-02:10 ب.ظ

وقتی در شکم مادرم هستم همه فکر می کنند که من هیچ چیزی را

احساس نمی کنم .نه اینطور نیست تمام صحبت ها ، خنده ها ، گریه ها

و همه ی احساسات را حس می کنم .

وقتی مادرم می خندد با او می خندم ،

وقتی پدرم از مادرم حالم را می پرسد خوش حال می شوم

وقتی هر دوی آنها در بار ه ی من چه به خوبی و چه با بدی حرف

می زنند می فهمم

وقتی در بار ه ی دختر بودنم که با آه صحبت می کنند ،ناراحت می شوم

ولی کار ی نمی توانم بکنم

وقتی دربار ه ی کشتنم حرف می زنند وحشت تمام وجودم را

می گیرد

وقتی در بار ه ی بخشیدنم به والدین دیگر حرف می زنند ترس به

سراغم می آید

باز هم بگویم ،آخر احساساتتان جریحه دار می شود این است

سرنوشت من در بعضی از خانواده ها باز هم می گویید من چیزی را

احساس نمی کنم و هر کار ی دلتان می خواهد می کنید

تو را به خدایی که می پرستید برای ایجاد من درست فکر کنید و به حرف

دیگران به فکر ایجاد من نباشید

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر