تبلیغات
اگر زبان داشتم ... - وقت آمدن

خنده ی کودک زیباست

وقت آمدن

نویسنده : یوسفی پور
تاریخ:پنجشنبه 19 آبان 1390-02:04 ق.ظ

نه ماه انتظار برای دیدن والدینم خیلی زیاد بود ولی تمام شد مادرم که استرس زیادی دارد به گفته ی دکترش

باید به بیمارستان برود و مرا به دنیا بیاورد .

دنیا آمدن من نیز در همه  جا یکسان نیست حالا یکی یکی برایتان شرح می دهم :

- یک وقت در بیابان در کنار گوسفند ی که پدرم پرورش می دهد به دنیا می آیم بستگی به این دارد که مادرم یک

زن شجاع باشد یا ... چرا که مادرم زمانی که وقت آمدنم را می داند به جایی به دور از خانواده می رود و در تنهایی

و با توکل بر خدا مرا به دنیا می آورد

 

- گاهی من در دستشویی هواپیما به دنیا می آیم آخر من ناخواسته ام

- گاهی با آمدنم باعث غم اطرافیانم می شوم و آرزوی مردنم را دارند .

- گاهی اوقات با آمدنم مادرم می میرد و این روز برایم دردناک ترین روز زندگیم می باشد و همه ی اقوام و خویشانم

عامل مرگ او را من می دانند .

_ گاهی وقت ها هم مادرم وقت آمدنم را نمی داند و آمادگی ندارد و مرا در ماشین خانه و یا هرجای دیگری به دنیا

می آورد

- ای وای از روزی که والدینم برای به دنیا آوردنم پولی نداشته باشند اینجا دلم برای مادرم می سوز د که باید با سختی

و نبود امکانات مرا در خانه به دنیا بیاورد .

_ زمانی خوش حالم که اولین هستم چون همه چشم براهم هستند ولی وقتی بچه ی دوم و سوم و ...

می شوم شوق دیدار دیگران کم می شود .

_ فقط یک زمان خیلی خوشحالم زمانی که خداوند به والدینم فرزندی نداده و سالها منتظر من بوده اند

- وقتی به دنیا می آیم و آهنگ صدایم  فضا ی بیمارستان را می شکند همه شکر گزار خدا می شوند و می خندند

آنها دکتران و پرستاران دلسوز هستند که آمدنم را با خنده هایشان جشن می گیرند .

پدران و مادران خوب من وجودی هستم از طرف پروردگار پس مرا پس نزنید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر