تبلیغات
اگر زبان داشتم ... - برای اولین بار مرا دیدند

خنده ی کودک زیباست

برای اولین بار مرا دیدند

نویسنده : یوسفی پور
تاریخ:جمعه 15 مهر 1390-12:19 ق.ظ

وقتی فهمیدند که من هستم خدا خدا می کنند که چند هفته ای بگذرد تا مرا در مانیتور ببینند همه ی ما که

فعلا" جنین هستیم به یک شکل دیده نمی شویم  چرا که در موقعیت های مختلف هستیم حالا هریک از آنها را

می گویم

ـ بعضی از ما با تشکیل اولین سلول های تنمان بسیار عزیز و دوردانه هستیم و وقتی می بینیم یک طایفه

منتظر ما است در پوست خود نمی گنجیم و این با عث خوش حالی ما می شود .

ـ گروهی دیگر از ما بر عکس گروه اول منتظر نداریم و بعضی از والدین از شنیدن وجود ما تصمیم به قتل ما می

گیرند و این ما را می ترساند و همیشه از این مسئله به وحشت می افتیم و خدا خدا می کنیم که ما را نکشند .

ـ دسته ای دیگر از ما در جاهایی هستیم که والدین مان به دستگاه سنوگرافی دسترسی ندارند و با اضطراب نه

ماه را به انتظار می نشینند و اگر شانس داشته باشیم سالم به دنیا می آییم

روی هم رفته این دستگاه سنوگرافی همان چیزی هست که ما را اولین بار به مامان و بابا نشون می ده تازه

بعضی از ما که خانواده های پولداری دارند به گران ترین سنوگرافی مراجعه می کنند تا همه ی اعضای بدن

من ببینند .

ای کاش می تونستم با همه ی والدین صحبت کنم که مامانها و بابا ها حتما" به سنو گرافی بروید و من را ببینید

شاید مشکلی داشته باشم وبتونید برایم راه حلی پیدا کنید

دست همه ی شما مامان ها و با با ها را می بوسم و آرزوی موفقیت برایتان دارم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر